رکورددار جهانگردی و مهاجرت Gunnar Garfors در مورد مهاجرت به خارج صحبت می کند

آقای Gunnar Garfors از معدود افرادی است که موفق شده تا به طور کامل از 198 کشور جهان بازدید نماید. او جوان ترین فردی است که موفق به انجام چنین کاری شده است و به شکل تمام وقت مشغول به انجام چنین کاری شده است و ماجراهای جذاب خودش را در کتابی با نام "198 چگونه به خارج از کشورها مهاجرت کردم" نوشته است.

آقای Gunnar Garfors از معدود افرادی است که موفق شده تا به طور کامل از 198 کشور جهان بازدید نماید. او جوان ترین فردی است که موفق به انجام چنین کاری شده است و به شکل تمام وقت مشغول به انجام چنین کاری شده است و ماجراهای جذاب خودش را در کتابی با نام "198 چگونه به خارج از کشورها مهاجرت کردم" نوشته است.

login
En login

سه‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸ | 13:13  0 نظر   631 بازدید


آقای Gunnar Garfors از معدود افرادی است که موفق شده تا به طور کامل از 198 کشور جهان بازدید نماید. او جوان ترین فردی است که موفق به انجام چنین کاری شده است و به شکل تمام وقت مشغول به انجام چنین کاری شده است و ماجراهای جذاب خودش را در کتابی با نام "198 چگونه به خارج از کشورها مهاجرت کردم" نوشته است.
Garfors اصالتا اهل نروژ است و در دانشگاه Falmouth در بریتانیا تحصیل کرد و در سال ۱۹۹۸ مدرک لیسانس خود را در رشته هنر به دست آورد. او از سال ۲۰۰۰ برای شرکت پخش نروژ کار می‌کرده‌است و همچنین مدرک کارشناسی‌ارشد خود را با اقامت دائم در خارج از کشور انجام داده‌است. همراه با Adrian Butterworth، یکی از فارغ التحصیلان Falmouth،، یک رکورد سفر دیگر را در سال ۲۰۱۲ زد: بازدید از ۵ کشور جهان آنهم در یک روز تقویم.
در این مصاحبه که در مورد تحصیل در خارج از کشور با او انجام شده او در مورد این که چرا انگلیس را به عنوان کشوری برای تحصیل خود انتخاب کرده و از توصیه هایش برای ادامه تحصیل در خارج برای مخاطبانش می گوید و همچنین تجارب و اشتباهاتی که خودش در سفرهایش مرتکب گردیده.

چطور و چرا تصمیم گرفتید در دانشگاه Falmouth (سپس کالج هنرها)تحصیل کنید؟ این یک انتخاب تصادفی برای یک نوجوان از یک روستای کوچک نروژی به نظر می‌رسد!

من می‌خواستم رسانه‌ها را مطالعه کنم تا روزنامه‌نگار شوم، ولی این سخت‌ترین دوره آموزشی بود که در آن زمان در نروژ پذیرش می شد، نمرات مورد نیاز آن بسیار بالاتر از حد من بود. زمانی که در هیچ دانشگاه یا دانشکده‌هایی در نروژ پذیرفته نشدم، تصمیم گرفتم در چند دانشگاه در بریتانیا درخواست پذیرش کنم. در ادنبورگ و Falmouth پذیرفته شدم. دوره تحصیلی من در اسکاتلند 4 سال به طول انجامید. شهریه و هزینه های زندگی حدود 5000 پوند برای هر سال می شد.

بیشتر زمانت را در Falmouth صرف چه چیزی می کردید؟

اندازه دانشگاه عالی است. محیط دانشگاه به اندازه کافی کوچک است که احساس کنید به عنوان یک دانشجو مهم هستید، با این حال به اندازه کافی بزرگ هستید که تجهیزات، امکانات و پرسنل خود را ارائه دهند و شما بتوانید همیشه با افراد جدید آشنا شوید.

اکنون و بعد از این که شما مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در دانشگاه گرفتید و بخش‌های زیادی از مطالعات خود را در کشورهای دیگر سپری کردید آیا تحصیل در خارج را برای دیگران توصیه می کنید؟ چه چیزی درحین تحصیل در خارج از کشور شما را تحت‌تاثیر قرار داد؟

هیچ چیز به اندازه این که من بتوانم دیگران را به مسافرت به خارج از کشور توصیه کنم وجود ندارد. برخورد شما با مردم از سرتاسر دنیا و یادگیری فرهنگ یک جامعه دیگر باعث افزایش آموخته هاستان شده و همینطور باعث می‌شود که شما چیزهای زیادی را در مورد خودتان یاد بگیرید. هیچ شکی در ذهن من وجود ندارد که اگر همه سیاستمداران در خارج از کشور تحصیل‌کرده باشند، تنش کمتری در سراسر جهان به وجود خواهد آمد. من از روستای Naustdal در ساحل غربی نروژ با جمعیتی معادل ۱۵۰۰ نفر هستم. شهر Falmouth در انگلیس زیاد بزرگ نیست، اما وقتی من به یک شهر در یک کشور دیگر آمدم واقعا ذهنم باز شد. مردم نروژ به خاطر خجالتی بودن معروف هستند (گرچه بسیاری از مردم فکر می‌کنند که ما مغرور هستیم، چون ما در برابر غریبه ها بیش از حد محافظه‌کار هستیم حتی به اندازه یک لبخند)، اما من در اثر برخورد با دیگر افراد (دانش جویان انگلیسی و افراد خارجی) یک مقدار از این محافظه کاری و خجالتی بودن خارج شدم. همچنین باعث شد که من تفاوت‌های فرهنگی را درک کنم و به مسافرتم علاقه مند بشوم.

حالا که شما به همه کشورهای دنیا سفر کرده‌اید - اگر می‌خواهید دوباره به خارج از کشور برای تحصیل بروید، کدام کشور انتخاب مورد علاقه شما خواهد بود، و چرا؟

من به هیچ عنوان از تحصیل در Falmouth پشیمان نیستم. اگر چه در کشوری مثل نروژ انگلیسی را به هر حال یاد می گیرید، پس شاید من یک کشور اسپانیولی را انتخاب می کردم تا یک زبان سوم را به راحتی یاد بگیرم. و بعد از آن زبان چینی یا عربی را یاد می گرفتم اما رسانه‌ها در اغلب کشورهایی که این زبان‌ها صحبت می‌شوند آزادی کمتری دارند، بنابراین این موضوع می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. من عاشق ماجراجویی و برقراری ارتباط با طبیعت هستم، پس شاید شیلی یا آرژانتین. فکر می‌کنم از تحصیل در این کشورها هم لذت می‌بردم.

شما تقریبا دو دهه است که برای خبرگزاری نروژ کار کرده‌اید، و در نقش‌های مختلف از بسیاری از کشورهای جهان بازدید کرده‌اید در دنیای کاری امروز مسائل بین فرهنگی و تجربیات بین المللی چقدر اهمیت دارد؟

بستگی به صنعت دارد که در آن کار می‌کنید، اما من می‌گویم که این کار به طور کلی مهم است. از این جنبه که ما درک کنیم دنیا چگونه می تواند در کنار هم کار کند و تا چه میزان همه ما به هم وابسته ایم. همین مساله باعث احترام متقابل بین همه ما و کاهش تنش ها بین سازمان ها صنایع و حتا کشورها می شود.

Garfors در Cape Verde در صد و نود و هشتمین و آخرین کشور

در کتاب تان، شما یک داستان کوتاه درباره هر یک از ۱۹۸ کشوری که از آن بازدید کردید را تعریف کرده اید. برای کدام یک از این کشورها این کار برایتان مشکل بود که خودتان را محدود به چند صفحه کنید، و یک داستان عالی برای خوانندگان تان را از دست دادید؟

هه هه هه چه سوال قشنگی از من پرسیدید. اول از این که کتاب من را خواندید از شما متشکرم. و امیدوارم باعث اتلاف وقت شما نشده باشد. داستان های خیلی زیادی است که شاید من آنها را بعدا بازگو کنم. داستان های زیادی از انگلیس دارم مخصوصا پس از سه سال زندگی در Cornwall و همچنین زمان زیادی را صرف انجام کاره‌ای احمقانه در کره کرده‌ام.

شما بخش ویژه‌ای را به کشورهای به اصطلاح "استن": افغانستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان اختصاص دادید. چه چیزی از این کشورها برای شما جذاب بود؟

این کشورها جاهایی است که سفر به آنجا بسیار سخت و طاقت فرسا است. من و برادرم Øystein از قزاقستان و قرقیزستان بازدید کردیم. و از ما در آنجا به خوبی پذیرایی شد. در سال ۲۰۰۴ تقریبا هیچ توریستی به آنجا سفر نکرد و مهمان‌نوازی آنها با ما با کلاس جهانی کاملا متفاوت بود. کوه وحشی و نمی‌دانم چه مناظر زیبا را به آن اضافه کنید، و شما نمی‌توانید مرا به خاطر تصمیم گرفتن از بقیه "stans" سرزنش کنید. زمانی که من در سال ۲۰۰۹ از همه هفت کشور بازدید کرده بودم، به یک هدف دیگر نیاز داشتم، و این هدف هر کشوری در جهان بود.

آیا تا به حال به Falmouth یا دانشگاه آن برگشته اید، برای دیدن دوستان قدیمی؟

من هر ۲ یا ۳ سال را برای مدتی برگشتم، سپس ۴ سال پیش برای یک عروسی به آنجا برگشتم. امسال یا بعد از آن برمی گردم. انگلستان دومین کشور خانه من است، و این در درجه اول به دلیل دوران باور نکردنی من در Falmouth است. اندازه شهر درسته که کوچک است و من جو را دوست دارم. در بهار یا اواخر تابستان، در یکی از میزهای بیرون یک لیتر آبجو با دوستان خوب پیدا می‌شود. دو میخانه قدیمی کنار دریا هستند و منظره جالبی از قایق‌ها در بندرگاه دیده می‌شود. بعضی از کارکنان و چند نفر از دانشجویان هنوز در شهر هستند. و همچنین برای تیم شهر Falmouth فوتبال هم بازی کردم، بنابراین تعداد کمی از افراد تیم را نیز می‌شناسم. Falmouth باعث می‌شود لبخند بزنم. و علی‌رغم اینکه کمی متعصب بودم، Falmouth را به عنوان بهترین شهر کوچک دنیا در یک لیست برای مجله آمریکایی Thrillist در سال ۲۰۱۶ نامگذاری کردم.

Garfors و دوستش در استانبول و سفر به پنج کشور در عرض یک روز

شما در حال حاضر روی دومین کتاب سفر خود کار می‌کنید. چه چیزی می‌توانید در مورد آن به ما بگویید؟

من در حال تکمیل کتاب بعدی ام هست و در ژانویه ۲۰۱۹ منتشر خواهد شد، عنوان کتاب این است: "۲۰ کشور کم‌تر بازدید شده جهان" و بسیار بیشتر از اولین کتابی که در آن تمام ۱۹۸ کشور را پوشش دادم، جزئی تر و مفصل تر توضیحاتی را در خود دارد. نیازی به گفتن نیست که اغلب مردم هرگز از هیچ کدام از این ۲۰ کشور بازدید نمی‌کنند. مثل جهنم، بیشتر مردم حتی در مورد این کشورها چیزی نشنیده اند.
سال گذشته برای تحقیقات بیشتر کتابم به ۲۰ کشور بازگشتم ، هم برای ملاقات با مردم، گرفتن عکس‌های بیشتر و هم تجدید خاطره ها. تمام ۲۰ کشور در آفریقا، آسیا و اقیانوسیه قرار دارند. برخی از آن‌ها به دلیل درگیری و یا جنگ ، کم‌تر مورد بازدید قرار می‌گیرند، اما برخی دیگر برای دیدن، به لحاظ لجستیکی بسیار مشکل هستند. و شما به جایی نخواهید رفت که هرگز در مورد آن نشنیده اید، مثل Kiribati (تلفظ شده Kiribass ) یا Tuvalu.

سفر بعدی که برنامه‌ریزی کرده‌ای چیست؟

من فردا به انگلستان می‌روم، اما متاسفانه وقت ندارم به Falmouth بروم. در ادامه به کوبا و برخی دیگر از کشورهای کارائیب می روم. من همچنین یک کلبه چوبی در جنوب Narvik واقع در شمال نروژ، دارم. من با نامزدم کارولین و در ماه جولای به آنجا خواهم رفت. برادرم Hakon و من آن را ساخته‌ایم، در آنجا و روبروی یک کوه یخی و زیبا درست بیرون از پنجره کاملا به آرامش می رسم. هیچ جاده‌ای به آنجا نمی‌رود، بنابراین ما باید با قایق کوچک خود از مرداب عبور کنیم. و در ماه اوت من در حال برنامه‌ریزی برای سفر کوتاهی به عراق و سوریه و قبل از یک کنفرانس کاری است در آلمان هستم.


دیدگاه خود را بیان کنید
امتیاز 4.9 /5 از 421 رای